قصه های نیمه شب!
اینجا اول شب (منظورم واسه تو ساعت 1و نیمه)که جنابعالی با این لباسها رفتی که بخوابی

بعد از دو ساعت و نیم زنگ بیدار باش زدی و مجبور شدم لباسها تو با کلی سلام و صلوات عوض کنم

البته ممنونم که بهم اجازه دادی ازت عکس بگیرم آخه چون دلم نمیاد نصف شبی زیاد گریه کنی و همه رو خبرکنی!

فکر کنم به خودت هم ثابت شد که لازم نبود انقدر خودتو ناراحت کنی مگه بده خوشکل شدی آقا فوضوله
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


قصه های نیمه شب!
