دوست مندوست من، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 24 روز سن داره

دوست من!

جشن 6 ماهگي عزيزكم

خب مامانيييييييييييييييييييييييييي اينهم از شش ماهي كه واقعا مثل يه چشم به هم زدن گذشت  خدارو شكر كه به سلامتي گذشت و تو صحيح و سالم تو بغلمي  وقتي تازه به دنيا اومده بودي و بقيه بهم ميگفتن توي شش ماهگي ميتونه بشينه يا اينكه توي شش ماهگي كه غذاي كمكي رو شروع كنه راحتتر ميشي و غيره انگار يه چيزهايي تو مايه هاي صدسال ديگه بود!!!! ولي الان كه نگاه ميكنم ميبينم 6 ماهه كه تو پيشمي يه هديه قشنگ خدا يه هديه اي كه هرروز داري شيرينتر و جذابتر ميشي  خلاصه جونم برات بگه كه امروز كه جنابعالي 6 ماهت تموم شد واست از قبل برنامه ريزي كرده بودم البته فقط در حدفكر كردن بود ولي اميدوار بودم بتونم به تنهايي انجامش بدم وخدارو شكر ...
7 آذر 1391

ني ني فوضول ميشود!!

اولا از همه دوستاني كه باهام همدردي كردند ممنونم كه من رو درك كرديد ازخدا ميخوام كه هميشه آرامش رو مهمون دلهاي مهربونتون كنه كه دلم رو با حرفهاي خوبتون آروم كرديد...خدا بزرگه توكلم به همونه واما بريم سراصل مطلب!! مثل اينكه هرچقدر پيش ميريم شيرينكاريهاي جديدتري رو بايد ببينيم مگه نه موشي؟؟  تااااازه شدي يه عروسك تپل سخنگو!!!!   تيپ زده تا بريم بيرون هام هام بخوريممممممم!!! آقا صندليش از صندلي ما مجهزتر بود!! اينجا هم برگشتيم داديم ظرفهاروبشوره!!! عشيشم چقدر از آب بازي لذت ميبره خدااااااااااااااااا ...
1 آذر 1391

گلچين ماه 6 زندگي البته هنوز به پايان شش ماه نرسيديم!!

اينهم به خاطر گل روي مامان محمدارشان شقايق گلييي و بقيه دوستان گلمممممم كه چندروز از پيششون رفته بودم صندلي ارتقا يافته اتوموبيل!!!!  پارتي خوش گذشت رفيققققققققققق!؟؟(گفته باشم خوشم نمياد بزرگ شدي بري پارتي هاااا ولي الان اشكال نداره!!!!!) آفرين پسملم ميخوام شجاع بشي و از ماماني دفاع كني هاااااااااااا!!!!! نگاههاي پر از خواهش براي بغل!!!!(واااااااااااااي خدا وقتي ياد بگيري دستتو دراز كني برام چه حالي ميشم!!؟؟) اينهم عكسي كه توي مراسم بازگشت خاله سميرا از مكه گرفتي ... البته توي اون مراسم همه هواسشون به تو بود تا به حاج خانم!!!!!!!! ...
23 آبان 1391

ني نوي من 5 ماهه شدددددددد

سلام جيگرماماني قربونت برم اين ماه يكم از يكنواختي در اومدي و يه چيز جديد اومد توي شكمت توپولوي من خيلي دوست داشتم بگذارم تا بعد از 6 ماهگي بهت غذاي كمكي بدم اما چه كنم كه كلاسهاي دانشگاه شروع شد و ناگزير شدم از الان شروع كنم وبهداشت هم بهم گفت كه مشكلي نداره اميدوارم منو ببخشي ولي اينو بدون كه خيلي دوست دارم و نخواستم بيشتر از اين اذيت بشي آخه شيرم درحدي نبود كه ساعاتي كه نيستم باهاش سير بشي شنيد بودم هم كه شيرخشك اگر بهت بدوم ممكنه شيرمو نگيري منهم كه ميميرم واسه لحظه شيرخوردنت واسه همين از 4آبان بهت هام هام دادم!!! البته چون همون لحظه پيشت نبودم و پيش مادرم بودي نتونست ازت عكس بگيره اما اين عكسها مال ديروزه فداااااااااااااااا...
7 آبان 1391

گلچين 5 ماهگي

اينهم گلچيني از عكسهاي خوشملت مامانم تو خونه اسمت رو گذاشتيم هاردي !!!(همون تپله كه همراه لورل هست) آقااااارو! عزيزدل مادررررررررررررررررررررررر هرروز صبح با خنده هاي قشنگت بيدارم ميكني جيگركمممم! ...
7 آبان 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دوست من! می باشد